الشيخ محمد علي الگرامي القمي
66
مقدمه اى بر امامت (فارسى)
پذيرفته بود . وى در اصفهان در سال تابستان 1347 با وقت قبلى جلسهاى با من داشت كه به صورت پرسش و پاسخ به سوالات ، اساس بحث امامت بررسى شد . بحثهاى مزبور كه با وساطت يكى از مهندسين روشن ضمير و مبارز ، ترجمه به انگليسى مىشد روى او اثرى خاص گذارد ، كه مىگفت گرچه نمىتوانم فورا تغيير عقيده بدهم و ليكن اين روش روى من اثر بسيار گزارد ، اكنون جوابى ندارم ، فكر مىكنم . او طبق بحثهاى سنتى اين قسمت مىخواست به تحقيق مباحث لفظى روايات بپردازد و به اختلاف لغويين در معانى الفاظ تمسك كند و من مىخواستم نسبت به آن حرفها نرسد بحث ما به طور فشرده اين بود كه : اجراء قانون مهمتر از خود قانون است و آنچه كه بشر را به سعادت مىرساند تنها خود برنامه نيست بلكه عمل به برنامه است . و همانطور كه در قانونگزارى اشتباهات و يا هوس ها دخالت مىكند و بشر نمىتواند خود زمام قانونگزارى را در كف داشته باشد همچنين در اجراء قانون هم كه پس از قانونگذارى بايد از مراحل فهم قانون و تطبيق قانون گذشته به مرحله عمل در آيد اشتباهات و يا هوسها دخالت مىكند . نمونهها و شواهد اشتباه كارى و يا هوس بازى رؤساء حكومتها در اجراء قانون بسيار است . اگر قانون « لطف » « 1 » - در علم كلام - و قانون « هدف خواهى »
--> ( 1 ) - در علم كلام مىگويند هر چه بشر را به سعادت نزديك و از بدبختى دور سازد و خود بشر نداند لازم است خداوند بشر را مطلع سازد و اين را قانون لطف مىنامند